.......رفتم، بعد از ملاقات با این دوستان واطلاع پیدا کردن از تلاشهای فرهنگی شان ، در اخر دوست عزیزم اقای سید ابو طالب مظفری دعوت نامه ای بدست ام داد که فردا در تالار تربیت ما دهمین سالگرد در دری را بمناسبت میلاد حضرت زهرا (ع) و تولد امام خمینی جشن میگریم!
من که دعوتنامه را دیدم وخواندم آقایان مظفری و خاوری وپروانی (قنسول افغانستان درمشهد) سخنران های این محفل معرفی شده بودند.
آقای خاوری گزارش فعالیتهای موسسه در دری خواهد گفت و جناب مظفری عنوان سخنرانی اش امام خمینی از دیدگاه شاعران افغانی خواهد بود !!!
این عنوان برایم جالب بود واین سوالها درذهنم خلق شد که...............
طرح این مقوله در جامعه ای ما درشرایط فعلی چه مفهومی را می رساند ؟
واینگونه عناوین قبلا درجامعه ما چه جایگاهی داشته ؟
واین جایگاه چه مسیری را پیموده است ؟
مردم ما این مقوله هارا چطوری می بینند؟
وچه ضرورتی بوده که در دری ............؟
وسوال های دیگر.............
واما مردم ما پیوند شان با مذهب عمیق بوده برمبنای عقیده واعتقادات شان در گذشته ، ایشان از جایگاه ویژه ای در جامعه افغانی برخوردار بوده ولی بعد از آنکه شرایط سخت روز گار برمردم ما فشار آورد وکشورتوسط ارتش سرخ شوروی اشغال شد صد ها هزارنفر به شهادت رسیدند ، مردم ما آواره کشور های همسایه از جمله به ایران پناه بردند شعارهای جاذب که از رسانه های ایرانی همیشه بگوش مردم ما میرسید همه شیفته و عاشق این شعار ها می شدند پناهندگان ومهاجرین مقایسه یی بین شعارها و عملکردها نمودند و دیدند که فاصله شعارها با عملکردها خیلی زیاد است .
هرروز یکه می گذشت سوالهای بیشتری به باورهای قبلی افغانی ها نسبت به عملکرد زعمای دینی حکومت ایران خلق می شد هرچه که این فاصله هابیشتر می شد بی باوری ها بیشتر میگردید ،بهمین ترتیب تعدادی شاعران ونویسندگان افغانی هم درگذشته به درون جامعه بودند که تعدادشان مدیحه سرایی کرده بودند وجمعی نسبت به باورهای دینی شان به ارزشهای که شعارش داده می شد خودرامقید میدانستند و....... ولی اکنون اکثریت آنها آنگونه فکرنمی کنند شاید ازآن جمعی که نسبت به دیدگاه اش تغییرنیامده باشد اقای کاظم کاظمی و...... باشد.
درهمین حال اغلبا برخورد جمهوری اسلامی ایران درقضیه جهاد ومقاومت افغانستان سیاسی بوده نه براساس معیارهای دینی ، چنانچه خود مدعی آن بودند بویژه بعد از سقوط رژیم داکترنجیب ، که مبنای حمایتهای ایران منافع ملی اش بوده نه ارزشهای دینی و...... عملا زمامداران ایرانی براساس و معیارهای نژادی از جناحهای مخصوص حمایت کردند وشعارهای جهان شمولی انقلاب اسلامی ایران عملا به بن بست رسید و این بن بست ها را همه بوضوح دیده ومشاهده نمودند .
در محافل فرهنگی وسیاسی جامعه ای مااین وضعیت به تحلیل گرفته شد و روندی جدیدی پیش آمده را اکثریت چیز فهم های جامعه افغانی به فال نیک گرفته و ازاین روند راضی وخشنود شدند واین روند توانست صفحه ای نوی را به جامعه ای افغانی مخصوصا برای مردم هزاره به ارمغان آورد.
خلاصه برای دیدن فرهنگیان مشهد هم که شده در این محفل شرکت کردم در ساعتی مقرره محفل شروع شد فضای جلسه طوری بود که اکثرا قشر جوان تالار تربیت را مزین کرده بودند بعد از تلاوت قرآن کریم با صدای قاری جعفری، آقای پروانی سرقنسول افغانستان در مشهد پیام وزیرخارجه داکتررنگین دادفر اسپنتا را بخوانش گرفت، جالب بود بجای اینکه در این بزم فرهنگی وزیراطلاعات فرهنگ پیام می فرستاد وزیرخارجه پیام داده بود ایشان دراین پیام از آشنایی خودش درآلمان از مجله در دری یاد آوری کرده بود واین نشریه را گشاینده ی صفحه جدیدی درمطبوعات افغانستان دانسته بود و.........
درآن لحظات که پیام وزیر صاحب خارجه با جملات زیبا یی بیان می شد، بذهنم آمد ای کاش این وزیر صاحب می توانست مشکلات مالی اینها را حل کند با شناختی که وی از این جمع دارد چرا این جمعی فرهنگی با مشکلات اقتصادی و....... دست پنجه نرم میکنند، و..........
وشاید هم این خیال ذهنی ام مرا به بیراهه می کشاند و..... و......
وچندین سوالی دیگر و.......
بهمین ترتیب ابتدا آقای جواد خاوری مدیرمسئول موسسه در دری به ارائه گزارش ازفعالیتهای موسسه پرداخت که در قسمت آموزش ، پژوهش وانتشارات تلاش وکار نموده اند .(1)
سپس آقای سید ابوطالب مظفری درسخنان خود چنین گفت شاعران مهاجرافغان به شخصیت امام خمینی به عنوان بیدارگر ارزشهای انسانی توجه میکرد به همین خاطر شعری بسیاری از این شاعران درباره شخصیت امام وماندگاری چارچوب اندیشه وی بود . (2)
درادامه آقای کاظم کاظمی شعرکه قبلا دررثای امام خمینی سروده بود قرائت کرد .
آنگاه تعدادی از شعرا و داستان نویسان، داستانهای خودرا به خوانش گرفتند که اکثرا ازنسل جدید مهاجرین بودند و نسل جدید که درایران متولد ورشد نموده اند نسل ایست که درد ها ورنجهای مردم خود را کمتردرک می کنند رو آوردن شان هم به داستان و شعر نه از روی ضرورت اجتماعی که بیشتر برای تفرج وتفنن بوده ، من فکر میکنم که این عزیزان ما حتی شعر های تحت عنوان جوالی و.......شعرسرخ و...... که دونسل قبل از این جوانان ویک نسل قبل از اساتید شان سروده شده ، شاید نخوانده باشند تا چه رسد که بفهمند که شاعر در شعر جوالی چه گفته است وچه غمنامه ایلی را به تصویرکشیده است ویا داستانهای در همین مایه ها و........و.......... بجز دوسه شعر وداستان که به غمها ومعضلات درون جامعه پرداخته بودند دیگر به رنجهای مردم کمترتوجه شده بود تا حدی هم به این نسل حق میدهم فقط افغانی بودن را اینها زمانی حس می کنند که یک ایرانی با نیش تندشان اینهارامی گزد و می آزارد و یا در مدرسه ها و دانشگاه ها و...........نیاز به مدرک پیدامیکنند و الا اینها ایرانی اند تا یک افغانی درد مند ، در لابلای این برنامه پیامهای تبریکی که بدین مناسبت برای اینها ارسال شده بود که بیشترپیام دهندگان هم از اعضای در دری و....... که بدیار فرنگ رفته اند پیام فرستاده بودند، قرائت می شد .(3)
بعد از آن برای عوامل در دری که در وادی شعر، داستان و......... موفقیت داشته اند وبرای همکاران شان نیز هدایای در نظر گرفته شده بود که توسط بزرگان موسسه وسرقنسول دولت افغانستان درمشهد و.......... اهدا شد.
حتی به کسانیکه مثلا فلان روز صبحانه خوبی ومهمانی آنچنانی و.........- شبیه این- ( این تعبیر متوجه زینب بیات گوینده رادیو دری مشهد و همسرکاظم کاظمی ). ازآنها نیز تجلیل ، تشکر وهدایای به آنها تعلق می گرفت !
گاهی در آن لحظات حس میکردم که عجب بزم دوستانه ای خوبی را عزیزان در دری راه انداخته اند!
درپایان هم چند پارچه آهنگ افغانی اجراشد وبا شیرینی و شربت از مهمانان پذیرایی به عمل آمد.
درپایان این سوال مطرح بود که آیا این یک محفل فرهنگی به حساب می آمد یا یک تجلیل سیاسی بود ؟
اگریک محفل فرهنگی بود دارای چه پیامی بود اگریک محفل سیاسی بود چه مطالبه ای داشتند ؟
والسلام
1- خبرگزاری افغان ایرکا
2- خبرگزاری افغان ایرکا
3- اسامی پیام دهندگان (سید حسین فخری ، شریف سعیدی ، سید نادراحمدی ، سیدالیاس علوی ، رفیع جنید)

